امیرحسین جان 5 سال و 5 ماه و ارميا كوچولوامیرحسین جان 5 سال و 5 ماه و ارميا كوچولو، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

ღ امیرحسین و ارمیا پسرای خونه ماღ

اميرحسين مهربون -اولين روروئك دومين مرواريد و اولين غذاي ارميا

1392/5/6 23:46
نویسنده : مامان ستاره
1,886 بازدید
اشتراک گذاری

سلام بر پسريهاي خونه ما ،اول از همه اميرحسين پسر ارشد : تابستون رو داري كيف ميكنه براي خودت همش تو خونه هستي و از تعطيلات نهايت استفاده رو ميبري كارهاي مثبتت البته به نظر خودت اينه كه يكم گيم بازي ميكني كارتن بن تن كه هر روز سرجاشه تمرينات موسيقي هم هرروزه البته اين روزها فيلمهايي كه براي ماه رمضان هر سه شبكه پخش ميكنن رو خيلي دوست داري مخصوصا فيلم دودكش رو كلي قهقهه ميزني يه جاهاييش كه اصلا خنده دار نيست كلي ميخندي اينم يه مدلشه ديگه كلا از شخصيت فيروز توي فيلم با اون دوماده كه اسمش و نميدونم خوشت مياد و روزي ده بار از اون قسمتهايي كه خوشت اومده  رو برام تعريف ميكني منتظرمنتظرمنتظر

ارميا تو رو هم براي اولين بار سوار روروئك كرديم كه فقط همون يه بار بوده به دليل اينكه اميرحسين اجازه نميده و همش خودش توي روروئك ميشينه و از بس ديگه وزنش براي اون روروئكه زياد شده صندليش رو پاره كردهعصبانیعصبانیعصبانیعصبانیهرچي هم بهش ميگم گوش شنوايي نيست .

 

 

 

 ارميا خوشگل مامان دومين مرواريدت هم در اومده ، من كلا از اين برنامه هاي آش دندوني و اين مسائلها خوشم نمياد و نه براي اميرحسين پختم  و نه براي شما ارميا جوني ميپزم. از اين رسم ها خوشم نمياد ديگه..............

بالاخره با دوست خوبم مريم جون مامان اميررضا قرار گذاشتيم و همديگرو ديديم اونم دوبار كلي با هم حرف زديم و خوش گذشت و هر دوبارش عالي بود از آشنايي و همصحبتي باهاش لذت بردم يه عكس هم از بچه ها گرفتم

كه البته اميررضا و اميرحسين خوب با هم كنار نيومدن و تو اين عكس كاملا معلومه . اميرحسين قهره چون اميررضا بهش گفته فوتبال بلد نيست و بره براي خودش سرسره بازي كنه .

ارميا جون اولين كمك غذات رو شروع به خوردن كردي و درحال حاضر فقط سرلاك بهت دادم، تازه گي خودت رو هم دمر ميكني و تلاش ميكني كه سينه خيز بري اما سيصدوشصت درجه دور خودت ميچرخي آخرش هم جيغ ميزني و منم بدو ميام ميخوابونمت كه زياد اذيت نشي كلي هم برامون حرف ميزني موهامون رو هم خوب ميكشي

 

 

ارميا و اولين سرلاك

 

 ارميا در يك عمليات غافلگير كننده

ارميا عملياتش رو تموم ميكنه واميرحسين با مهربوني ميگه داداشي موهامو نكش تو رو خدا درد ميكنه

خوشبختانه اميرحسين از اون دسته بچه هايي نيستي كه دست بزن داشته باشي البته اين به نظر من هم خوبه هم بد،خوبه چون زدن كسي واقعا كار خوبي نيست ولي يه وقتايي آدم بايد از خودش دفاع كنه كه اميرحسين تو اصلا از خودت دفاع نميكني چند روز پيش تو پارك از يه پسر بچه سه ساله كه خيلي برام عجيب بود  اينقدر اين بچه وحشي بود، كتك خوردي موهاتو گرفته بود تو دست و صورتت رو چنگ ميكشيد ولي تو اصلا از خودت دفاعي نميكردي و جالب اينجاست كه تو كاري باهاش نداشتي بچه هه خودش قلدر بود اصلا يه چيز عجيبي بود من تا به حال نديده بودم بچه به اين كم سني و اينقدر بي ادب و جواب حاضر ميخواستم بزنمشاااااااا به منم حمله ميكرد . بزرگ شه از اون بچه خلافها ميشه از ريختش معلوم بود در كل يك لاتي بوددددددد .

 خيلي خوبه كه قلب مهربوني داري اميرحسين عزيزم بهت افتخار ميكنم .

اميرحسين امسال تصميم بر اين شد كه شما رو مدرسه دولتي اسم نويسي كنيم و اينكار رو هم كرديم تا ببينيم چي پيش مياد در آينده.پنجشنبه ايي كه گذشت بابايي هم تهران بود و با هم تو رو برديم كلاس موسيقي البته پسرعموم هم باهامون بود و بابايي در پايان كلاس موسيقي ما رو غافلگير يكي از اون كارهايش كرد كه عاشقشـــــه،گاز ماشين رو گرفت و ما رو برد به سمت يه جاي با صفايي يعني كلـــــــــــــــــــــاردشت تصورش كن من هيچي براي شما نبرده بودم چون قرار نبود جايي بريم ولي اين كارهاي باباييه ديگه هيچ چيزش قابل پيش بيني نيست فقط من هروقت باهاش ميرم بيرون بايد آماده باش باشم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (22)

حسین
6 مرداد 92 23:50
به این سایت یک سری بزنید http://kodakshop.blogsky.com/
مامان ریحان
7 مرداد 92 0:11
سلام
میگوم پیدات نبید تا خانوم رفته بید ددر دودور
عزیزوم ارمیا عشق خاله شن دومین دندونت مبارک پس حسابی کباب خورت کردن
آفرین به امیرحسین که دست بزن نداره ولی منم از خوندنش خیلی ناراحت شدم اونوقت اون پسره مامانش کجا بود


مامانش معلوم نبود كه كجا بودد
مامان مانلی
7 مرداد 92 4:18
ای جونم خیلی گوگولی هستن خدا حفظشون کنه



شما هم مانلي جون رو ببوسيد
رها
7 مرداد 92 10:21
چه قدر خوبه که هم چی خوبه
من که با دیدن پسرای خوشگلت روحیه گرفتم
ماشا... خیلی نازن
پسر بزگت هم خیلی چهره دلنشینی داره
امیدوارنم که همیشه سلامت و شاد بمونین همتون


مرسي عزيزم چشمات خوشگل ميبينه ايشالا به همين زوديها مامان شي و دل همسرت رو شاد كنيييي
مامان شایان و پرنیا
7 مرداد 92 11:38
قربون هر دوتاشون برم منننن

خدا حفظشون کته


عزیزم ما یه دخملی داریم که تو فستیوال زیباترین کودک ایرانی شرکت کرده.اگه ممکنه به وبلاگم بیا و عکسش رو ببین اگه خوشت اومد بهش رای بده باشه؟
مرسی


ممنون از لطفت بابا دخملت عروسكه راي ميدم بهش حتماااااااا
ارغوان
7 مرداد 92 13:21
چه پسر مهربونی...ببوسید دوتاشونو


مرسي ارغوان جونم مرسيييييييي
مامان رومینا
7 مرداد 92 15:25
مروارید دوم ارمیاخان مبارک باشهمیبینم دست به مو کشیدنش عااالیه


ممنون مامان رومينا حسابي موهامون رو ميكشه
مامي الهام و ستايش
8 مرداد 92 13:46
ماشالله چقدر بچه هات نازن خدا هر دوشونو حفظ كنه ارميا جون تازه مرواريدش در اومده ؟ مباركش باشه
ستايش من كه پيشتازي كرد 4 ماهگي مرواريدش نمايان شد


عزيزممممم مباركش باشه . ولي پسر بزرگم شش ماه و چند روزش بود دندون در آورد ارميا تو دندون پيشدستي كرد.منم خيلي خوشحال ميشم با هم بيشتر آشنا شيم حتما ميام وبتون و از الان لينكتون ميكنم
مامان امیرعلی
8 مرداد 92 15:10
مرواریددوم ارمیاجون مبارک
امیرحسین جونم روزاچه کیفی میکنه وخوش میگذرونه


مرسي مامان اميرعلي.دنيا تو بچه گي خلاصه ميشه بخداااااااا
نیره
9 مرداد 92 8:07
سلام خوبین ؟ می بینم دوباره فعال شدی خوبه خب مروارید های گل پسری مبارک باشه
خب نشونه قلبهای مهربون همینه دیگه مامانی رئوف بودن همینه دیگه درسته که باید از خودش دفاع کنه ولی امیرحسین هم خیلی مهربونه


مرسي گلم تو خوبي ؟؟؟؟؟؟؟حالا من فعال شدم تو كم پيدااااا.هاني رو ببوس
خاله ستایش
9 مرداد 92 12:02
موهای عشقمو نکش جوجه
الی مامی آراد
11 مرداد 92 13:32
ای جون داره از الان موهای دادش جونی رو میکشه این بچه ها انگاری بعد از چند سال میفهمند که دوباره باید از یه سری وسایلشون استفاده کنن
مرجان مامان اران
12 مرداد 92 4:22
به به دندون جدید مبارکککککک راستی امیر حسین خیلی شبیه خودتههههه غذا خوردنت مبارککک نوش جونت عزیزمم ببوس گل پسرارو ببخشید دیر اومدم پیشتونن
مامان پارمیدا
14 مرداد 92 10:31
دندون دوم مبارک فسقلی بامزه . خیلی جیگری
یه دست و هوراااااای حسابی هم واسه داداش بزرگه که ماشالله انقدر آقاست


مرسي عزيزم لطف داري
مامان ارمیا تپلی
14 مرداد 92 22:52
سلام منم یه ارمیا کوچولو دارم تو مسابقه نی نی شکمو شرکت کرده خواهش میکنم کد 538 رو به شماره 20008080200 اس ام اس کنید ممنونم
مادر محمد
15 مرداد 92 15:03
سلام مامان مهربون این گل زیبا از راه دور تقدیم تو باد.
ماشاالله چه کوچولوهای نازی دارید خدا حفظشون کنه.
اگر مایل هستید در این دنیای مجازی دوستان خوبی برای هم باشیم.
منتظرتون خواهم ماند.


مرسي كه پيشمون اومدي حتما خوشحال ميشم
مامان نیکان
17 مرداد 92 23:11
با سلام طاعاتتون قبول باشه....خوشحال میشم به ما سر بزنین و باهم تبادل لینک کنیم
http:/www.nikanjoon.niniweblog.com
راستی تاریخ تولد پسر من هم دقیقا 25 بهمن هست


چه جالب خوشحال ميشم
مرجان مامان اران
18 مرداد 92 18:12
عیدتون مبارک عزیزممم
ღ مونا مامان امیرسام ღ
19 مرداد 92 3:05
دندونهای جدید مبارک عزیزم
روروئک هم که سوار شدی
سرلاک هم نوش جونت
امیدوارم دوستیهاتون پابرجا باشه عزیزم
خیلی بامزه با هم قهرند تو عکس هم کاملا مشخصه


آره مخصوصا چهره اميرحسين
ارغوان
20 مرداد 92 13:02
امیرحسین من رو یاد کسی میندازه اما هرچی فکر میکنم یادم نمیاد!!...ببوسید دوتایی شونو *


شايد جايي همديگرو ديديم خودمون هم نميدونيم
ناهید(مامان امیرحسین)
4 شهریور 92 11:01
توی عکس آخری اون چیه به دست ارمیا جون؟


از اين مچ بندهاي عروسكيه عزيزم .جهت سرگرمي
مريم مامان اميررضا
8 شهریور 92 11:00
اي جيگر اين ارميا رو ... مث داداشيش خيلي مهربونه خانوم زبل كي از اين دو تا عكس گرفتي من نفهميدم. شرمندم اميررضا باعث ميشه اين اخماي بامزه امير حسين بره تو هم . دوستون دارم و ميبوسمتون